واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
954
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
و حيثيت تاج و تخت را در انظار پست مىكرد ( مانند اوكتاى و تا حدى ترم شيرين - از خانان جغتائى ) « 1 » . چنگيز خان از اين افراط و تفريط بدور و بيگانه بود . چنگيز خان با شخصيت خويش هر ارادهء ديگرى را خرد مىكرد و در ارتش خود چنان انتظام و تنسيقات سختى برقرار كرده بود كه به گواهى جوزجانى - دشمن مغولان - « 2 » دزدى و دروغ در ميان ايشان بالكل محال بود ، ولى در عين حال به آرمان بهادر و قهرمان گشاده دست و بزرگوار مؤمن بوده آن را عملى مىساخت . دربارهء وى مىگفتند كه : « اين شاهزادهء تموچين لباسى را كه بتن دارد مىكند و نثار مىكند ، از اسبى كه سوار است پياده مىشود و مىبخشد » « 3 » گفتگوى چنگيز خان با قاضى وحيد الدين بوشنجى كه جوزجانى نقل كرده ، نشان مىدهد كه چنگيز قادر بود در برابر سخنهاى نامطبوعى كه به او گفته مى - شده خشم خويش را فروبرد و كظم غيظ كند « 4 » . چنگيز خان در گرايش قوم خود به شرابخوارگى شريك بود و در طى نصايح و دستورات خويش نظر وى بر ضد شراب چندان سخت و شديد نبوده « 5 » . صحنهاى كه من - هون « 6 » نقل
--> ( 1 ) - دربارهء وى به ابن بطوطه ( III ، 39 - 33 ) رجوع شود . ( 2 ) - ترجمهء راورتى ، II ، 1079 ؛ ( چاپ ناسائو - ليس ، 374 ) . ( 3 ) - رشيد الدين ، چاپ برزين ، بخش XIII ، متن ، 160 ؛ ترجمه ، 98 . ( 4 ) - جوزجانى ، ترجمهء راورتى ، II ، 1042 - 1041 ؛ ( چاپ ناسائو - ليس 354 - 353 . به گفتهء قاضى مزبور وى جسورانه قتل عامهائى را كه چنگيز خان از آن بر خود مىباليد ، مورد مذمت قرار داد . چنگيز خان گرچه كظم غيظ كرد ولى بعدها آنچنان نسبت به قاضى بىلطفى ابراز داشت كه وى بخاطر حيات خويش بيمناك شد و فرصتى يافت و از قرارگاه چنگيز خان گريخت . - تحريريه ) . ( 5 ) - رشيد الدين ، چاپ برزين ، بخش XV ، ( متن ، 188 - 186 ) ؛ ترجمه 127 - 125 . ( 6 ) - « افسانهء نهان » ، ترجمهء كافاروف ، 234 .